دلشــــکســـــته آســــــــمانـــــــــي

"بیـــاد مرحومه بـــهــارم تا آخرين نفسم"

"بــــه نــــامـــ خداونـــد رحـــيم" 

پست ثابت

"سلام  مهربونا "

 به وبگاه دلشكسته آسماني خوش آمديد.

  خوشحال میشم دردودلتو تو این پست برام ثبتش کنی!

لطفا در هنگام ثبت نظرتون آدرس وبتون رو هم بنويسيد

 

---------------------------------------------------------------

يا مهدي (عج) جهان در انتظار توست...

----------------------------------------------------

 سایت اهدای عضو، يه سر بزن پشيمون نميشي!

www.ehda.ir

 

-------------------------------------------------------------------------

دلشـــــــــــــكســــــــــــــــــته آسمـــــــــــــانــــــــــــــي

ميزبان قدوم تمامي عاشق ها و دلشكسته ها

------------------------------------

يادت بخير بهارم/اون دنيا شفاعت منم پيش خدا بكن 

بهار جان آسموني شدنت مبارك

بهارجان شرمنده ام كه بي تو نفس ميكشم

بـــهارمــــــ
خيلي خوب و مهربون بود...
حيف شد رفت...البته مطمئنم لياقت خوب مردن رو داشت...
تو محرم مردن...تو محرم خاك شدن و تو محرم پاك شدن نعمتيه كه خدا به بنده هاي خاص و انتخاب شده و پيروز شده در امتحان بندگي و زندگيش عطا ميكنه...
بي شك بهارم با حضرت زهرا(س) محشور خواهد شد...
اميدوارم اوندنيا دسته منه گناهكارو بگيره...
 
یادت تا ابد جاودان....

http://www.img.aksfa.org/img-2010/Red-Rose/red_rose_01.jpg 

شادي روح بهار صلوات....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


برچسب‌ها: پست ثابت
نوشته شده در پنجشنبه 1389/11/07ساعت 0:12 توسط حسين| |

من مي گذرم

با رد پاهايي سنگين

از جايي كه هيچ كس نگذشته است

دنبالم نيا

دوست ندارم

كسي جا پاي من بگذارد ...من مي گذرم

با رد پاهايي سنگين

از جايي كه هيچ كس نگذشته است

دنبالم نيا

دوست ندارم

كسي جا پاي من بگذارد ...

نوشته شده در جمعه 1393/11/10ساعت 11:49 توسط حسين| |

http://dl.yedooneh.ir/1392/5/27/aksneveshte/Aks-Neveshte-Asheghane-6.jpg

نوشته شده در جمعه 1393/10/26ساعت 23:8 توسط حسين| |

نگران منی به تو قرصه دلم
تو کنار منی نمی ترسه دلم
بغلم کن ازم همه چیمو بگیر
بذار گریه کنم پیش تو دل سیر..

مگه میشه باشی و تنها بمونم
محاله بذاری محاله بتونم
دلم دیگه دلتنگیاش بی شماره
هنوزم به جز تو کسی رو نداره
عوض می کنی زندگیمو
تو یادم دادی عاشقیمو
تو رو تا ته خاطراتم کشیدم
به زیبایی تو کسی رو ندیدم
نگو دیگه آب از سر من گذشته
مگه جز تو کی سر نوشتو نوشته
تحمل نداره نباشی
دلی که تو تنها خداشی..

نوشته شده در چهارشنبه 1393/10/17ساعت 1:15 توسط حسين| |

به نـــام خــدايــي كه آرامـــش بخــش آدمــي هست.
طبيعيه دل هر كسي بگيره،گاهي اوقات قلبت بشكنه!
ميرم سر حرفام:
آيا اين دنيا واقعا اينقدر ارزش داره كه بخاطرش حاضري ديگري رو له كني؟! ديگري رو بشكني؟!
آيا چيزي با عنوان وجدان در وجودت هست؟!
لذت ميبري كه به خيال خودت ديگري رو تخريب كني؟!
لذت ميبري كه به ديگران تهمت بزني؟!
شايد هم با اينكار بازم به خيال خودت تونستي منو بزني زمين...
نه بنده ي خدا...نتونستي...بلكه با اينكار شأن و شخصيت خود را از حالت پاك و سپيدي به سياه تبديل كردي.
دوستان كل حرف من اينه:
كه با نيت هاي شخصي و از روي حرص كسي رو باروني نكنيم.
تو اين مدت براي من هر چي پيش اومد به فال نيك ميگيرم.
تو اين مدت اگه حرف نامربوطي به من و مجموعه خوبمان زده شد رو تنها ميگذارم به پاي حسادت و عدم آگاهي.
اما در آخر بخشيدم كساني رو كه به خيال خودشون حرفشون درست بود،بخشيدم اونايي رو كه دم از مردونگي ميزدن اما در عين حال... بخشيدم همه اونا رو كه بدون اينكه چيزي رو ببينن به چشم قضاوت كردن.
باشد كه خداوند هم از گناهان من بگذره.
"من دعا میکنم همیشه شاگرد ممتاز خدا باشیم"

  

"دلشكسته آسماني، 8 دي 1393"

نوشته شده در دوشنبه 1393/10/08ساعت 1:39 توسط حسين|

هر کس که پاى رفتن داشت بگذار برود
هر کس که کلامش کلامت را بريد
از زندگيت ببر قدمهايش را!
هر کس خنده هاى بى وقفه و گريه هاى بى موقعت را نفهميد
نخواه ديگر صدايش را نگاهش را...
بگذار آنقدر خالى شود اطرافت از
آدمهايى که هيچ قرار نيست براى لحظه هايت باشند...
چون نمى خواهند که باشند!
مى دانى ؟
گاهى هيچ نياز نيست کسى با کلام بگويد که نمى خواهدت,
همينکه ترديد به جانت انداخت
يعنى نبايد باشد!
به همين سادگى!
بيا و قول بده آنقدر لبخند کنار بگذارى
تا وقتى او که بايد مى آمد؛ آمد
از سر بى حوصلگى
پس نزنى
دل نشکنى
بيا به خودت قول بده...

نوشته شده در شنبه 1393/10/06ساعت 0:40 توسط حسين|

خانه ای که برایت ساخته ام،...

در و دیوارش بوی تکرار می دهد...

حرف هایم را می خوانی،لبخندی بر لبانت نقش می بندد...

به همین سادگی می گذری...

به سادگی یک لبخند...

و اما من...

گریستم و خشت خشتش را هر شب روی هم نهادم...

مگر سرپناهی باشد برای عشقمان...

غافل از اینکه،خانه ام سقف ندارد...

به هر کجا بروم آسمان همین رنگ است...

سهم  من درد و غم و این دل تنگ است...

نوشته شده در سه شنبه 1393/10/02ساعت 21:47 توسط حسين|

نوشته شده در شنبه 1393/09/22ساعت 1:29 توسط حسين|

"به نام خدا"  

http://taeran.ir/wp-content/uploads/2014/09/sina-1355-300x184.jpg

دوسال از عروج بهار گذشت... 

دوسالي كه گذشت به اندازه اي گذشت كه من خيلي داغون شدم... 

سالها پيرتر شدم... 

هنوز رفتن بهارو باور ندارم... 

كاش بودي تا قطره هاي بارونمو پاك ميكردي... 

بهار جان نميدونم الان كجايي و داري چيكار ميكني... 

اما اين رو خوب حس ميكنم كه جات پيش خدا عاليه.... 

بهارم برام خيلي دعا كن...باور كن خوب نيستم بهار...دلتنگم....  

براي آرامشم دعا كن...نبودنت سخته... 

دعا كن به آرزوم برسم زودتر منم بيام پيشت...ديگه تواني نمونده برام...

خيلي دلتنگم

نوشته شده در چهارشنبه 1393/09/19ساعت 23:40 توسط حسين| |

ایـن روزهــا....
دروغ گفتــــن را خــــــوب یـاد گرفتــــــــــه ام
حــال مـ ــن خــــــــوب است
خــوبِ خــوب
فقـط زیــــاد تا قسمتــی هــــوای دلــ ــم طوفــــانی
همــراه با غبـــارهـای خستگـــــــــــــی ست
و فکـر مـی کنـــم
ایـن روزهـــا...
خــدا هـم از حـــرف هـای تکـــ ــراری مــ ــن خستـــه است
چـه حــس مشتـرکـــی داریــم مــ ــن و خـــدا
او...
از حــرف هـای تکـــ ـــراری مــن خستـــه است
و مـــن...
از تکـــ ــرار غـــــم انگیــز روزهــــایم... 

"زنده ياد حسين پناهي"


برچسب‌ها: عاشقونه دلشكسته آسماني
نوشته شده در یکشنبه 1393/09/02ساعت 1:36 توسط حسين| |

روزی چند بار دوستت دارم
یکبار وقتی که هوا بَرَم می دارد ، قدم می زنیم
وقتی که خوابم می آید ، تو می آیی
یکبار وقتی که باران ناز می کند ، دلِ ناودان می شکند و می بارد
وقتی که شب شروع می شود ، تمام می شود
یک بار دیگر هم دوستت دارم !
باقیِ روز را
هنوز را 

http://dl.picasia.ir/picasia.ir/picasia-ir-pesar-tanha-.jpg

نوشته شده در یکشنبه 1393/08/25ساعت 14:24 توسط حسين| |

باز هم ترانه های ناتمام

 سر گردان میان هوای پر باد و باران دلم

 چه می کند این پاییز با دلم!

 عجب حال و هوای عاشقانه ایست

 این روزهای خنک پاییزی

 نسیمی که زیر پوست صبح من می رقصد

 هر چند صبح تنهایی ست

 و آفتاب کوچک ظهرهایش

 با تمام نبودنت

 دلتنگی غروب غمناکش

 و سکوت دلگیر شب هایی که:

 جای خالی تو را در آغوش جستجو میکند

 و این پاییز چه می کند با دل من!

 یاد بارانی که روی پوست من و تو نم زد

 و ما گفتیم عشق را زیر باران دیدیم

 من به پاییز بودن تمام سال عادت کرده ام!

 اما به ندیدن تو...

نوشته شده در یکشنبه 1393/08/11ساعت 1:27 توسط حسين| |

http://www.askdin.com/gallery/images/18412/1_Untitled-4.jpg

نوشته شده در یکشنبه 1393/08/04ساعت 1:40 توسط حسين|

چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
خیالت گر چه عمری یار من بود
امیدت گر چه در پندار من بود
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساقرم ده
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست
ندیدی جانم از غم ناشکیباست
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم
دل دیوانه را دیوانه تر کن
مرا از هر دو عالم بی خبر کن
بیا امشب شرابی دیگرم ده
ز مینای حقیقت ساقرم ده
چرا رفتی؟ چرا من بیقرارم
به سر سودای آغوش تو دارم

 

نوشته شده در شنبه 1393/07/19ساعت 14:0 توسط حسين| |

مرد شدن شاید تصادفی باشه...
اما...مرد موندن کار هرکسی نیست
 
http://file.delshekaste.com/1/1360486810808799_large.jpg
 
پی نوشتــــــــــــــــــ:
۱- خدايا شكرت.
۲-مرد بودن داره رو به فراموشي ميره.
۳-كاش حداقل يكم مرد باشيم....
نوشته شده در چهارشنبه 1393/07/09ساعت 12:6 توسط حسين| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت